خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق، طبیعت و احساسات شاعرانه سخن میگوید. شاعر از دل داغدیده، پروانه و چراغ، نسیم سحر، غنچه گل، و عشق آزادکننده یاد میکند و به زیباییهای طبیعت مانند چمن و باغ اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۴۹ - پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
پروانه را بس است فروغ چراغ بند ۱
از یاری نسیم سحر عطسه ریز شد
تا صبح بود غنچهٔ گل را دماغ بند ۲
از دست در چمن نگذارم پیاله را
گویی چو نرگسم شده در کف ایاغ بند ۳
آزاد کردهٔ غم عشقست خاطرم
باشد مرا ز شغل محبت فراغ بند ۴
جویا روم به سیر چمن همره نسیم
گر باغبان نهاده به درهای باغ بند ۵
پروانه را بس است فروغ چراغ بند ۱
از یاری نسیم سحر عطسه ریز شد
تا صبح بود غنچهٔ گل را دماغ بند ۲
از دست در چمن نگذارم پیاله را
گویی چو نرگسم شده در کف ایاغ بند ۳
آزاد کردهٔ غم عشقست خاطرم
باشد مرا ز شغل محبت فراغ بند ۴
جویا روم به سیر چمن همره نسیم
گر باغبان نهاده به درهای باغ بند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.