خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به مرگ الپ ارسلان و جانشینی پسرش اشاره میکند و به ناپایداری دنیا و تغییرات روزگار میپردازد. همچنین، از بیوفایی دنیا و لزوم انجام کارهای نیک در زمان حال سخن میگوید.
متن حاوی مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به موضوعات تاریخی مانند مرگ و جانشینی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
حکایت - چو الپ ارسلان جان به جانبخش داد
چو الپ ارسلان جان به جانبخش داد
پسر تاج شاهی به سر برنهاد ۱
به تربت سپردندش از تاجگاه
نه جای نشستن بد آماجگاه ۲
چنین گفت دیوانهای هوشیار
چو دیدش پسر روز دیگر سوار ۳
زهی ملک و دوران سر در نشیب
پدر رفت و پای پسر در رکیب ۴
چنین است گردیدن روزگار
سبک سیر و بدعهد و ناپایدار ۵
چو دیرینه روزی سرآورد عهد
جوان دولتی سر برآرد ز مهد ۶
منه بر جهان دل که بیگانهای است
چو مطرب که هر روز در خانهای است ۷
نه لایق بود عیش با دلبری
که هر بامدادش بود شوهری ۸
نکویی کن امسال چون ده تو راست
که سال دگر دیگری دهخداست ۹
پسر تاج شاهی به سر برنهاد ۱
به تربت سپردندش از تاجگاه
نه جای نشستن بد آماجگاه ۲
چنین گفت دیوانهای هوشیار
چو دیدش پسر روز دیگر سوار ۳
زهی ملک و دوران سر در نشیب
پدر رفت و پای پسر در رکیب ۴
چنین است گردیدن روزگار
سبک سیر و بدعهد و ناپایدار ۵
چو دیرینه روزی سرآورد عهد
جوان دولتی سر برآرد ز مهد ۶
منه بر جهان دل که بیگانهای است
چو مطرب که هر روز در خانهای است ۷
نه لایق بود عیش با دلبری
که هر بامدادش بود شوهری ۸
نکویی کن امسال چون ده تو راست
که سال دگر دیگری دهخداست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت قزل ارسلان با دانشمند
گوهر بعدی:حکایت پادشاه غور با روستایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.