خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند نادانی، غرور، ریا و پشیمانی میپردازد. شاعر بیان میکند که غمگین بودن در دنیا ناشی از نادانی است و غرور انسان باعث گمراهی و پشیمانی میشود. همچنین، اشاره میکند که ادعای دانایی دیگران نیز از نادانی سرچشمه میگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۱۶ - بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
بهر دنیا بودنت غمگین ز نادانی بود
خط بطلان تو چین بر لوح پیشانی بود ۱
از گداز تن چه اندیشی اگر جان پروری
پاس تن مانند شمعت دشمن جانی بود ۲
هر که دانشور بود، دانا نداند خویش را
دعوی دانایی مردم ز نادانی بود ۳
از غرور توبه عاصیتر شوند اهل ریا
دامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود ۴
تا گشاید لب به رنگ غنچه رسوا میشود
بر دل هر کس که جویا زخم پنهانی بود ۵
خط بطلان تو چین بر لوح پیشانی بود ۱
از گداز تن چه اندیشی اگر جان پروری
پاس تن مانند شمعت دشمن جانی بود ۲
هر که دانشور بود، دانا نداند خویش را
دعوی دانایی مردم ز نادانی بود ۳
از غرور توبه عاصیتر شوند اهل ریا
دامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود ۴
تا گشاید لب به رنگ غنچه رسوا میشود
بر دل هر کس که جویا زخم پنهانی بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.