خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، شرم، و دلسوزی سخن میگوید. او از تب عشق، نذر دل و دین، و تأثیر محبوب بر جهان اطراف مانند آب و آینه میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند مجنون، شمع، و آتش عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ خواندن متون شعری نیاز دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۱۱ - مانع سوز دل خستگی آزرم شود
مانع سوز دل خستگی آزرم شود
کی علاج تب عشق از عرق شرم شود ۱
دین و دل نذر گذارم تو مگر رام شوی
می کشم چله کمان تو مگر نرم شود ۲
گردد از عکس رخش موم صفت آینه آب
هم چو خورشید مه من چو ز می گرم شود ۳
می شود شرم ز بالای خرامت شوخی
شوخی از پهلوی تمکین تو آزرم شود ۴
بید مجنون ز سرافکندگی آید بنظر
از قد و قامت او سرو چو در شرم شود ۵
برد دلش نور نور یقین تافته جویا چون شمع
زآتش عشق کسی را که سرش گرم شود ۶
کی علاج تب عشق از عرق شرم شود ۱
دین و دل نذر گذارم تو مگر رام شوی
می کشم چله کمان تو مگر نرم شود ۲
گردد از عکس رخش موم صفت آینه آب
هم چو خورشید مه من چو ز می گرم شود ۳
می شود شرم ز بالای خرامت شوخی
شوخی از پهلوی تمکین تو آزرم شود ۴
بید مجنون ز سرافکندگی آید بنظر
از قد و قامت او سرو چو در شرم شود ۵
برد دلش نور نور یقین تافته جویا چون شمع
زآتش عشق کسی را که سرش گرم شود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۰ - نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
گوهر بعدی:شماره ۵۱۲ - زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.