این شعر از درد و نالههای شاعر سخن میگوید که حتی کوهها و سنگها نیز از آن متأثر میشوند. شاعر به قدرت عشق و زیبایی اشاره میکند که میتواند کدورتها را از بین ببرد و دلها را صیقل دهد. همچنین، او از جذابیت و تأثیرگذاری معشوق خود میگوید که حتی طبیعت نیز تحت تأثیر او قرار میگیرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۹۷ - ز فریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
ز درد نالهام افغان دل هر سنگ بردارد ۱
ته سنگ گرفتاری نماند از نگین دستش
تواند هر که دل از فکر نام و ننگ بردارد ۲
ز دل گرد کدورت برد اشارتهای ابرویش
مگر این صیقل از آیینهی ما زنگ بردارد ۳
به رنگ پرتوی کز شمع محفل هر طرف افتد
هوا از پهلوی رخسارهی او رنگ بردارد ۴
سر و کار دل دیوانه ام افتاد با طفلی
که هر جا ناله بر میدارد این، او سنگ بردارد ۵
نه تنها جذب حسنش میبرد از سینه دل جویا
صفا ز آیینه، از می نشئه وز گل بردارد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
بعضی از شعرا چقدر نازک خیالند خدایا.
بیت پنجم مصرع دوم رکن سوم یک هجا بلند کم دارد
که هر جا ناله بر میدارد این او سنگ بر دارد
با سلام و احترام
با تشکر از شما. اصلاح شد.