خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق، رنج و غیرت سخن میگوید. شاعر از درد عشق و حسادت مینالد و تصاویری مانند ریختن خون، باده و گدازههای آتش را برای بیان احساساتش به کار میبرد. همچنین، از وطن و عشق به آن نیز یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند ریختن خون و آتش ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۴۹۵ - ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
به آیینی که گویی باده در پیمانه می ریزد ۱
فشارد بر دلم دندان ز هر دندانه از غیرت
چو طرح اختلاط آن زلف کج با شانه می ریزد ۲
به سعی خود گشودن کی توان قفل در روزی
کلید اینجا بسان ماه نو دندانه می ریزد ۳
گدازد آتش رشکش چنان امروز گلشن را
که رنگ از ساغر گل چون می از پیمانه می ریزد ۴
وطن در گرمسیر عشق رندی را سزد جویا
که از خاکستر پروانه رنگ خانه می ریزد ۵
به آیینی که گویی باده در پیمانه می ریزد ۱
فشارد بر دلم دندان ز هر دندانه از غیرت
چو طرح اختلاط آن زلف کج با شانه می ریزد ۲
به سعی خود گشودن کی توان قفل در روزی
کلید اینجا بسان ماه نو دندانه می ریزد ۳
گدازد آتش رشکش چنان امروز گلشن را
که رنگ از ساغر گل چون می از پیمانه می ریزد ۴
وطن در گرمسیر عشق رندی را سزد جویا
که از خاکستر پروانه رنگ خانه می ریزد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۴ - حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
گوهر بعدی:شماره ۴۹۶ - جان آزاد گرفتار تن زار بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.