خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناپایداری دنیا، ناتوانی انسان در برابر مصائب، و ضرورت عبرتگیری از زندگی سخن میگوید. او بر اهمیت خلوتنشینی و وارستگی تأکید دارد و بیان میکند که قدرت ظاهری نمیتواند سعادت واقعی را به ارمغان آورد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم برخی از اشارات انتزاعی و پیامهای اخلاقی آن با مشکل مواجه شوند.
شماره ۴۶۷ - دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی گیرد
دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی گیرد
بلی آیینه زنگ از زشتی صورت نمی گیرد ۱
توانایی صبرم کاش می بودی ازین داغم
که دست ناتوانی دامن طاقت نمی گیرد ۲
زبان هر گیاهی از مآل هستیش گوید
دل ما غافلان زین خاکدان عبرت نمی گیرد ۳
چو تنهایی نباشد اهل دل را مجلس آرایی
دل ارباب وحدت هرگز از خلوت نمی گیرد ۴
ز فیض ناتوانی منصب وارستگی یابی
که دست زور هرگز دامن دولت نمی گیرد ۵
ز آمیزش چنان رم کرده عنقای دلم جویا
که با وحشت هم این بیگانه خو الفت نمی گیرد ۶
بلی آیینه زنگ از زشتی صورت نمی گیرد ۱
توانایی صبرم کاش می بودی ازین داغم
که دست ناتوانی دامن طاقت نمی گیرد ۲
زبان هر گیاهی از مآل هستیش گوید
دل ما غافلان زین خاکدان عبرت نمی گیرد ۳
چو تنهایی نباشد اهل دل را مجلس آرایی
دل ارباب وحدت هرگز از خلوت نمی گیرد ۴
ز فیض ناتوانی منصب وارستگی یابی
که دست زور هرگز دامن دولت نمی گیرد ۵
ز آمیزش چنان رم کرده عنقای دلم جویا
که با وحشت هم این بیگانه خو الفت نمی گیرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۶ - گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۸ - چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.