خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیههای مختلف برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند کعبه، بتخانه، دیوانه، پروانه، و خاک میخانه برای توصیف حالتهای عاطفی خود بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهها و اصطلاحات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل دارند.
شماره ۴۴۶ - دل زجانانه می تواند باشد
دل زجانانه می تواند باشد
کعبه بتخانه می تواند شد ۱
چون فلاطونی اختیار کند
دل که دیوانه می تواند شد ۲
چاک چاکست بسکه دل زغمت
زلف را شانه می تواند شد ۳
گر تنم خشت خم نشد پس مرگ
خاک میخانه می تواند شد ۴
دیده گر چون صدف سفید شود
اشک دردانه می تواند شد ۵
بسکه بی او طپید مردمکم
دل پروانه می تواند شد ۶
سرمهٔ چشم وحشتم جویا
گرد ویرانه می تواند شد ۷
کعبه بتخانه می تواند شد ۱
چون فلاطونی اختیار کند
دل که دیوانه می تواند شد ۲
چاک چاکست بسکه دل زغمت
زلف را شانه می تواند شد ۳
گر تنم خشت خم نشد پس مرگ
خاک میخانه می تواند شد ۴
دیده گر چون صدف سفید شود
اشک دردانه می تواند شد ۵
بسکه بی او طپید مردمکم
دل پروانه می تواند شد ۶
سرمهٔ چشم وحشتم جویا
گرد ویرانه می تواند شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۵ - دل از بس سوی رخسار تو باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۷ - فکر جمعیت مرا خاطر پریشان می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.