خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، بیانگر درد و اضطراب ناشی از عشق و هجران است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آتش عشق، بلبل و گل، احساسات خود را به تصویر میکشد. او از رنج هجران، بیقراری و اشتیاق به وصال معشوق میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود سخن میراند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و عشق شدید برای سنین پایینتر نامناسب است.
شماره ۴۳۸ - چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
که از گردیدن حالم به بزمش جام می گردد ۱
نصیبی بهر سروستان جنت تا به دست آرد
رعونت روز و شب برگرد آن اندام می گردد ۲
گهی لب را تکلم آشنا گردان سرت گردم
خموشی چون شود از حد فزون ابرام می گردد ۳
ندارد راه قاصد در حریم خاص یکرنگی
میان ما و جانان خود به خود پیغام می گردد ۴
به آهنگ تو بلبل سر کند گر ناله ای جویا
رگ گل همچو نبض خسته بی آرام می گردد ۵
که از گردیدن حالم به بزمش جام می گردد ۱
نصیبی بهر سروستان جنت تا به دست آرد
رعونت روز و شب برگرد آن اندام می گردد ۲
گهی لب را تکلم آشنا گردان سرت گردم
خموشی چون شود از حد فزون ابرام می گردد ۳
ندارد راه قاصد در حریم خاص یکرنگی
میان ما و جانان خود به خود پیغام می گردد ۴
به آهنگ تو بلبل سر کند گر ناله ای جویا
رگ گل همچو نبض خسته بی آرام می گردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - به مردن کی جدا عاشق از آن بی باک می گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.