خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق و رنج دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از موجهای خون در سینه، تیغ کین، اشکهای سوزان و دل اندوهگین خود میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق، حتی ذرهای از وجودش را به دشمنی میکشاند. همچنین، اشارهای به ناسازگاری ظاهر و باطن در برخی افراد دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از فراق، همچنین استفاده از استعارههای پیچیده مانند «موج خون» و «تیغ کین»، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۴۳۱ - هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند
آن تندخو ز ناز چو چین بر جبین زند ۱
دور از تو ذرهٔ من دشمن همند
هر موج خون به شمع دلم آستین زند ۲
ممنون نیم زگریه که شبهای هجر او
آبی بر آتش دل اندوهگین زند ۳
چشم سفید من چو کف از سر بدر رود
اشکم چو جوش در جگر آتشین زند ۴
جویا چرا به روی نکو زاهدان بداند
آدم بود که طعن رخ گندمین زند ۵
آن تندخو ز ناز چو چین بر جبین زند ۱
دور از تو ذرهٔ من دشمن همند
هر موج خون به شمع دلم آستین زند ۲
ممنون نیم زگریه که شبهای هجر او
آبی بر آتش دل اندوهگین زند ۳
چشم سفید من چو کف از سر بدر رود
اشکم چو جوش در جگر آتشین زند ۴
جویا چرا به روی نکو زاهدان بداند
آدم بود که طعن رخ گندمین زند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - نوبهار آمد و گلزار صفایی دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - روبرو گردد چو با آیینهٔ شرمین می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.