خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر از آه محرومان، غبار هستی، و سوز دل سخن میگوید و به تماشای جمال معشوق و زیباییهای طبیعت مانند گل و شراب اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانهای که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۲۲ - دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
دعای صبح محرومان هم آغوش اثر خیزد
غبار هستی مقصد زدامان سحر خیزد ۱
مشو غافل ز آه غرقه در خون اسیرانت
که این سرو از کنار جوی چاک سینه برخیزد ۲
نگردد تا جمالت مست زینت بخشی گلشن
زجام گل شراب رنگ مانند شرر خیزد ۳
ندارم طاقت هجران که دور از جلوهٔ رویت
ز سوز دل چو مژگان دودم از راه نظر خیزد ۴
ز بس جویا شدم محو تماشای سر زلفش
بپاشم هر کجا تخم نگه ریحان تر خیزد ۵
غبار هستی مقصد زدامان سحر خیزد ۱
مشو غافل ز آه غرقه در خون اسیرانت
که این سرو از کنار جوی چاک سینه برخیزد ۲
نگردد تا جمالت مست زینت بخشی گلشن
زجام گل شراب رنگ مانند شرر خیزد ۳
ندارم طاقت هجران که دور از جلوهٔ رویت
ز سوز دل چو مژگان دودم از راه نظر خیزد ۴
ز بس جویا شدم محو تماشای سر زلفش
بپاشم هر کجا تخم نگه ریحان تر خیزد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - در کنار خویش هر کس آن برو دوش آورد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - چو شمع جلوه شبها عارض جانانه میسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.