خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر درد و رنج عاشقانه، دوری از معشوق و تأملات فلسفی درباره زندگی و مرگ است. شاعر از فریبندگی دنیا، خطرات زندگی و دردهای عشق سخن میگوید و به دنبال درمانی برای دردهای خود میگردد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق و تأملات درباره مرگ ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۴۱۴ - کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
کسیکه رفتن ازین نشئه در نظر دارد
به قدر طول سفر زاد راه بردارد ۱
فریب خوردهٔ دولت قرین آفتهاست
زموج آب گهر کشتیش خطر دارد ۲
کسیکه آن مژه گردیده تکیه گاه دلش
هزار نشتر الماس در جگر دارد ۳
بود نهایت سیر فغان زلب تا گوش
ز دل چو ناله برآید به دل اثر دارد ۴
خوش است بی سر و پایی ولی زخود رفتن
زحق نمی گذرم عالمی دگر دارد ۵
به قدر طول سفر زاد راه بردارد ۱
فریب خوردهٔ دولت قرین آفتهاست
زموج آب گهر کشتیش خطر دارد ۲
کسیکه آن مژه گردیده تکیه گاه دلش
هزار نشتر الماس در جگر دارد ۳
بود نهایت سیر فغان زلب تا گوش
ز دل چو ناله برآید به دل اثر دارد ۴
خوش است بی سر و پایی ولی زخود رفتن
زحق نمی گذرم عالمی دگر دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۳ - بسکه از حیرت به جا در اول رفتار ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۱۵ - خون جگر زهر بن مو بی تو سر شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.