خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای معنوی و عرفانی میپردازد و ارزشهای مادی مانند سیم و زر را در مقابل عشق و حقیقت ناچیز میشمرد. شاعر از دل وارسته، رنگ رخسار، و طبیعت عالی سخن میگوید و تأکید میکند که رسیدن به وصال حقیقی نیازمند زور و زر نیست، بلکه با صدق و صفا ممکن است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک عمیق این شعر نیازمند آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم انتزاعی عرفانی است.
شماره ۴۰۳ - دل وارسته را پروای سیم و زر نمی باشد
دل وارسته را پروای سیم و زر نمی باشد
چو رنگ از رخ پرد محتاج بال و پر نمی باشد ۱
غزالان سر به صحرا دادهٔ رشک اند در دورش
زهم چشمی بلایی در جهان بدتر نمی باشد ۲
نباشد طبع عالی فطرتان را احتیاج می
که تیغ کوه را حاجت به روشنگر نمی باشد ۳
کدامین روز عکس عارضش در جلوه می آید
که صبح آفتاب آیینه را در بر نمی باشد ۴
سحرگه روشن از بالای خورشید برین گردد
بلی صدق و صفا بی پاکی گوهر نمی باشد ۵
توان با پنجهٔ زاری گرفتن دامن وصلش
میسر کام دل جویا به زور و زر نمی باشد ۶
چو رنگ از رخ پرد محتاج بال و پر نمی باشد ۱
غزالان سر به صحرا دادهٔ رشک اند در دورش
زهم چشمی بلایی در جهان بدتر نمی باشد ۲
نباشد طبع عالی فطرتان را احتیاج می
که تیغ کوه را حاجت به روشنگر نمی باشد ۳
کدامین روز عکس عارضش در جلوه می آید
که صبح آفتاب آیینه را در بر نمی باشد ۴
سحرگه روشن از بالای خورشید برین گردد
بلی صدق و صفا بی پاکی گوهر نمی باشد ۵
توان با پنجهٔ زاری گرفتن دامن وصلش
میسر کام دل جویا به زور و زر نمی باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - شکوه عشق به پا سقف آسمان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.