خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از سرگشتگی، عشق، درد دل و مفاهیمی مانند غفلت و دنیاگریزی سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند و از مفاهیمی مانند عشق، رنج، مستی و معنویت صحبت مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۰۱ - بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن می کشد
بیشتر سرگشتگی زین چرخ پرفن میکشد
هرکه چون گرداب پای خود به دامن میکشد ۱
در تمنای تماشای تو چشم داغ دل
از شکاف سینه همچون شمع گردن میکشد ۲
سرفرازان جهان را از رعونت چاره نیست
کوه ازین راه است اگر بر خاک دامن میکشد ۳
چشم مستش تا کند سودامزاجان را علاج
از نگاه گرم از بادام روغن میکشد ۴
پیش پیشم آن پریشان مو چو آید در خرام
تارتار کاکل او را دل من میکشد ۵
بگذرد در خنده ایام بهار عمر او
هرکه رخت عیش را چون گل به گلشن میکشد ۶
حب دنیا اندکی بیش است بر اهل کمال
سرزنشها عیسی از بالای سوزن میکشد ۷
چشم مستش را نگر جویا که با تار نگاه
از برم دل را به صد زنجیر آهن میکشد ۸
هرکه چون گرداب پای خود به دامن میکشد ۱
در تمنای تماشای تو چشم داغ دل
از شکاف سینه همچون شمع گردن میکشد ۲
سرفرازان جهان را از رعونت چاره نیست
کوه ازین راه است اگر بر خاک دامن میکشد ۳
چشم مستش تا کند سودامزاجان را علاج
از نگاه گرم از بادام روغن میکشد ۴
پیش پیشم آن پریشان مو چو آید در خرام
تارتار کاکل او را دل من میکشد ۵
بگذرد در خنده ایام بهار عمر او
هرکه رخت عیش را چون گل به گلشن میکشد ۶
حب دنیا اندکی بیش است بر اهل کمال
سرزنشها عیسی از بالای سوزن میکشد ۷
چشم مستش را نگر جویا که با تار نگاه
از برم دل را به صد زنجیر آهن میکشد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - شب که در صحن چمن آن مست مل خوابیده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.