خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، به توصیف عشق و اسارت در چنگ معشوق میپردازد. شاعر از بلندای معشوق، زلفهای او، لبهایش و خندههایش سخن میگوید و احساسات خود را به زیبایی بیان میکند. همچنین، اشارهای به گذر عمر و بیقراری عاشق دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۳۹۹ - هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
هر کس شود اسیر تو بالا بلند شوخ
از خود رود به دوش فغان چون پسند شوخ ۱
بیرون کسی ز دائرهٔ حکم زلف نیست
برگردن که حلقه نزد این کمند شوخ ۲
ترسم که چون نبات لبش را دهد گداز
ترخنده های آن صنم نوش خند شوخ ۳
شلاق تر زنرگس بیمار او کجاست
خواهی اگر مصاحبت دردمند شوخ ۴
از باد پای عمر مجو آرمیدگی
جویا عنان گسسته رود این سمند شوخ ۵
از خود رود به دوش فغان چون پسند شوخ ۱
بیرون کسی ز دائرهٔ حکم زلف نیست
برگردن که حلقه نزد این کمند شوخ ۲
ترسم که چون نبات لبش را دهد گداز
ترخنده های آن صنم نوش خند شوخ ۳
شلاق تر زنرگس بیمار او کجاست
خواهی اگر مصاحبت دردمند شوخ ۴
از باد پای عمر مجو آرمیدگی
جویا عنان گسسته رود این سمند شوخ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - با صفای سینه دایم توامانم همچو صبح
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - نوبهار است و شد از بسکه فراوان گل سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.