خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از ناامیدی و غم خود میگوید و بیان میکند که در جستجوی پادشاهی است که ارزشمند باشد. او از عشق و رنجهایش سخن میگوید و اشاره میکند که تنها دل بیقرار است که به دنبال حقیقت میگردد و دیگر هیچ چیز ارزشمند نیست.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها برای کودکان دشوار است. همچنین، مضامین غم و ناامیدی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۳۶۴ - بهر روزی دلم غمین نیست
بهر روزی دلم غمین نیست
گو کمتر باش بیش ازین نیست ۱
کو پادشهی که در پی نام
دستش ته سنگ از نگین نیست ۲
داد از اشکی که نیست خونین
آه از آهی که آتشین نیست ۳
سرزندهٔ عشق همچو شمعم
داغم پنهان در آستین نیست ۴
دارد همه جا چو آینه روی
بر لوح جبین هر که چین نیست ۵
غیر از دل بیقرار جویا
ویرانهٔ پادشه نشین نیست ۶
گو کمتر باش بیش ازین نیست ۱
کو پادشهی که در پی نام
دستش ته سنگ از نگین نیست ۲
داد از اشکی که نیست خونین
آه از آهی که آتشین نیست ۳
سرزندهٔ عشق همچو شمعم
داغم پنهان در آستین نیست ۴
دارد همه جا چو آینه روی
بر لوح جبین هر که چین نیست ۵
غیر از دل بیقرار جویا
ویرانهٔ پادشه نشین نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۳ - عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۵ - به عاشقان نه از امروز بر سر جنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.