خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، تسلیم و رضا، طبیعت و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان راهنمای زندگی یاد میکند و به زیباییهای طبیعت مانند گل و بلبل اشاره دارد. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، رضایت و تسلیم در برابر تقدیر نیز در این شعر دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۳۶۰ - حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
حاجت هر که گذشت است ز حاجات رواست
دست برداری اگر از سر خود دست دعاست ۱
مهر رویش به دل افزود زپهلوی دو زلف
عکس مه چون دوشبه گشت در آیینه دوتاست ۲
مسلک عشق بود هادی ارباب طلب
جاده هم راهروان را ره و هم راهنماست ۳
نوبهار است و دل بی سر و سامان مرا
چهچه بلبل و خندیدن گل برگ و نواست ۴
ما که چون غنچه زبان و دل ما هر دو یکی است
از تو ای شوخ به ما طعن دو رنگی رعناست ۵
زهر قاتل به مناقش شکرناب شود
هر که او ساخته با عالم تسلیم و رضاست ۶
شکر و صد شکر که چون گرد یتیمی گهر
کلفتی برد اگر ره به دلم عین صفاست ۷
روشن از اشک بود دیدهٔ عاشق جویا
چشم حیرت زدهٔ آینه را آب جلاست ۸
دست برداری اگر از سر خود دست دعاست ۱
مهر رویش به دل افزود زپهلوی دو زلف
عکس مه چون دوشبه گشت در آیینه دوتاست ۲
مسلک عشق بود هادی ارباب طلب
جاده هم راهروان را ره و هم راهنماست ۳
نوبهار است و دل بی سر و سامان مرا
چهچه بلبل و خندیدن گل برگ و نواست ۴
ما که چون غنچه زبان و دل ما هر دو یکی است
از تو ای شوخ به ما طعن دو رنگی رعناست ۵
زهر قاتل به مناقش شکرناب شود
هر که او ساخته با عالم تسلیم و رضاست ۶
شکر و صد شکر که چون گرد یتیمی گهر
کلفتی برد اگر ره به دلم عین صفاست ۷
روشن از اشک بود دیدهٔ عاشق جویا
چشم حیرت زدهٔ آینه را آب جلاست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.