خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به مفاهیمی مانند تواضع، عبرتگیری از دنیا، و ارزشهای معنوی در مقابل مادیات میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند غنچه، نرگس، و تاج خروس، به بیان حقایقی دربارهٔ زندگی و انسانیت میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۲ - آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
آن را که غباری به رخ از تربت طوس است
در دیده اش اکلیل شهان، تاج خروس است ۱
دنیا که به چشم تو بود زال کهن سال
در دیدهٔ بالغ نظران تازه عروس است ۲
هر غنچه که دیدم بهم آورده لب شوق
بر نقش کف پای تو آمادهٔ بوس است ۳
هر نرگس گلزار بود دیدهٔ عبرت
هر برگ گل باغ، کف دست فسوس است ۴
جز سرزنش از اهل جهان قسمت او نیست
در پرورش دور شکم آن که چوکوس است ۵
چون آینه جویا همه جا روی بیاید
آنرا که بری چهره اش از نقص عبوس است ۶
در دیده اش اکلیل شهان، تاج خروس است ۱
دنیا که به چشم تو بود زال کهن سال
در دیدهٔ بالغ نظران تازه عروس است ۲
هر غنچه که دیدم بهم آورده لب شوق
بر نقش کف پای تو آمادهٔ بوس است ۳
هر نرگس گلزار بود دیدهٔ عبرت
هر برگ گل باغ، کف دست فسوس است ۴
جز سرزنش از اهل جهان قسمت او نیست
در پرورش دور شکم آن که چوکوس است ۵
چون آینه جویا همه جا روی بیاید
آنرا که بری چهره اش از نقص عبوس است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۱ - هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۳ - تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.