خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بر اهمیت فرصتها، تلاش برای کسب هنر و محبوبیت، عشق و رنجهای آن، و ارزشهای معنوی تأکید دارد. شاعر از فرصتهای زندگی، عشق و محبت، و تلاش برای رسیدن به کمال سخن میگوید.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۳۴۸ - دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
دست در کار زن آخر نه ترا کاری هست
نقد فرصت مده از دست که بازاری هست ۱
چه غم از تابش خورشید قیامت باشد
همچو آه سحر آنرا که هواداری هست ۲
به هنر کوش که محبوب خلایق گردی
آری آنجا که متاعیست خریداری هست ۳
با دل هر که به وصف دهنت نکته سراست
منصب محرمی عالم اسراری هست ۴
شعله عشق نماندست نمی در جگرم
دیده گو اشک مبار آه شررباری هست ۵
داده در وجه پریشانی خاطر جویا
درکف هر که چو گل درهم و دیناری هست ۶
نقد فرصت مده از دست که بازاری هست ۱
چه غم از تابش خورشید قیامت باشد
همچو آه سحر آنرا که هواداری هست ۲
به هنر کوش که محبوب خلایق گردی
آری آنجا که متاعیست خریداری هست ۳
با دل هر که به وصف دهنت نکته سراست
منصب محرمی عالم اسراری هست ۴
شعله عشق نماندست نمی در جگرم
دیده گو اشک مبار آه شررباری هست ۵
داده در وجه پریشانی خاطر جویا
درکف هر که چو گل درهم و دیناری هست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - سرگرانی زلف جانان با خط شبرنگ داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.