خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد فراق و عشق ناکام را بیان میکند. شاعر از سوختن جگر و رنج دوری از معشوق میگوید و تأثیر آتش عشق و هجران را بر روح و جسم توصیف میکند. در این شعر، عشق، فراق، رنج و اشتیاق به تصویر کشیده شدهاست.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۳۴۱ - آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
یار اغیار شدن بیشترش سوخته است ۱
اولین گام بود راه به مقصد چون برق
هر که از گرم روی بال و پرش سوخته است ۲
دوری از مال جهان جوی که آسوده شوی
جگر لاله ز پهلوی زرش سوخته است ۳
شعلهٔ آه زلب تا مژه ام را دریافت
عالم هجر نگر خشک و ترش سوخته است ۴
خویش را شمع صفت می دهد از آه به باد
هر که از آتش عشقت جگرش سوخته است ۵
تیر آهم ندهد داد فلک را جویا
مگر از آتش دل بال و پرش سوخته است ۶
یار اغیار شدن بیشترش سوخته است ۱
اولین گام بود راه به مقصد چون برق
هر که از گرم روی بال و پرش سوخته است ۲
دوری از مال جهان جوی که آسوده شوی
جگر لاله ز پهلوی زرش سوخته است ۳
شعلهٔ آه زلب تا مژه ام را دریافت
عالم هجر نگر خشک و ترش سوخته است ۴
خویش را شمع صفت می دهد از آه به باد
هر که از آتش عشقت جگرش سوخته است ۵
تیر آهم ندهد داد فلک را جویا
مگر از آتش دل بال و پرش سوخته است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۰ - کام دو جهان در قدم زاری دلهاست
گوهر بعدی:شماره ۳۴۲ - رفتی و حال دل از بسیاری غم درهم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.