خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غنایی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از زیبایی معشوق، اشکهایش، و تأثیر عمیق عشق بر خود سخن میگوید. او از طبیعت و عناصر آن مانند ستاره، بهار، و شبنم برای توصیف احساساتش استفاده میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۳۲۸ - چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
زچشم اشک بعینه ستاره افتاده است ۱
زبان سرمهٔ دنباله دار می گوید
سیاه مستی چشمش گذاره افتاده است ۲
مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن
که چرخ را نفسش در شماره افتاده است ۳
زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن
بهار عنبر خط بر کناره افتاده است ۴
سزد ز خویش چو شبنم روم به بال نگاه
مرا که بر تو گذار نظاره افتاده است ۵
ترا دلیل به بیچارگی دل جویا
همین بس است که در فکر چاره افتاده است ۶
زچشم اشک بعینه ستاره افتاده است ۱
زبان سرمهٔ دنباله دار می گوید
سیاه مستی چشمش گذاره افتاده است ۲
مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن
که چرخ را نفسش در شماره افتاده است ۳
زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن
بهار عنبر خط بر کناره افتاده است ۴
سزد ز خویش چو شبنم روم به بال نگاه
مرا که بر تو گذار نظاره افتاده است ۵
ترا دلیل به بیچارگی دل جویا
همین بس است که در فکر چاره افتاده است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.