خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق عمیق خود به معشوق و رنجهای ناشی از این عشق سخن میگوید. او از زبان تیغ معشوق به عنوان عذرخواهی در روز قیامت یاد میکند و شهید عشق و لب تشنهاش را گواه این احساسات میداند. همچنین، شاعر به شهرت نیکویی معشوق اشاره میکند که حتی آفتاب پرستار روی ماه او شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۱ - زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
زبان تیغ تو در حشر عذرخواه من است
شهید عشقم و لب تشنگی گواه من است ۱
نشست تا به رخت گرد خط همی نالم
که آه از اثر آه صبحگاه من است ۲
بلند گشته چنان شهرت نکویی او
که آفتاب پرستار روی ماه من است ۳
شهید عشقم و لب تشنگی گواه من است ۱
نشست تا به رخت گرد خط همی نالم
که آه از اثر آه صبحگاه من است ۲
بلند گشته چنان شهرت نکویی او
که آفتاب پرستار روی ماه من است ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - بیدلی را که گلشن داغ و چمن هامون است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - می تواند در نظر نقش خیال یار بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.