خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از حالتی از مستی و سردرگمی سخن میگوید که در آن مفاهیمی مانند گل و گلشن، گریبان و پیراهن، و نقش و رنگهای خیالی گم شدهاند. او از درد و رنجی شبیه به آفت ایوب و محنت یعقوب یاد میکند و به دنبال آرامش و شفا میگردد. در نهایت، شاعر از دیوار هستی عبور کرده و به مقصدی ناشناخته رفته است، در حالی که از جایگاه تن خود آگاه نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۲ - از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
از سیه مستی ندانم گل چه و گلشن کجاست
کو گریبان و چه شد پیراهن و دامن کجاست ۱
نقش ارژنگ است از رنگینی نقش خیال
سادهٔ پرکار چون چشم سفید من کجاست ۲
آفت ایوب دردم، تشنهٔ جام شفاست
محنت یعقوب هجرم، بوی پیراهن کجاست ۳
پشت بر دیوار هستی رو به مقصد رفته ام
گشته ام هم بزم جان جویا ندانم تن کجاست ۴
کو گریبان و چه شد پیراهن و دامن کجاست ۱
نقش ارژنگ است از رنگینی نقش خیال
سادهٔ پرکار چون چشم سفید من کجاست ۲
آفت ایوب دردم، تشنهٔ جام شفاست
محنت یعقوب هجرم، بوی پیراهن کجاست ۳
پشت بر دیوار هستی رو به مقصد رفته ام
گشته ام هم بزم جان جویا ندانم تن کجاست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - فتاد تا دلم آن مست شوخ و شنگ شکست
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - دختر رز خلف سلسلهٔ بیهوشی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.