خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به بیان احساسات عاشقانه، آموزههای عرفانی و تأملات فلسفی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند شمع، گل، باد، سرو و آسمان برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۲۶۵ - سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
سوختن شمع شبستان زمن آموخته است
گل ز رخسار تو افروختن آموخته است ۱
در هوای تو سبک سیرتر از بوی گلی م
به غریبی دل ما در وطن آموخته است ۲
بر زمین ساغر سرشار به کف غلطیدن
مست لایعقل من از چمن آموخته است ۳
نیست بی فایده در پیش تو استادن سرو
از تو دامن به میان برزدن آموخته است ۴
پیش از ایجاد جهان بی سر و پا می گشتیم
آسمان بیهوده گردی ز من آموخته است ۵
بی تکلف ز شکر ریزی صائب جویا
طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است ۶
گل ز رخسار تو افروختن آموخته است ۱
در هوای تو سبک سیرتر از بوی گلی م
به غریبی دل ما در وطن آموخته است ۲
بر زمین ساغر سرشار به کف غلطیدن
مست لایعقل من از چمن آموخته است ۳
نیست بی فایده در پیش تو استادن سرو
از تو دامن به میان برزدن آموخته است ۴
پیش از ایجاد جهان بی سر و پا می گشتیم
آسمان بیهوده گردی ز من آموخته است ۵
بی تکلف ز شکر ریزی صائب جویا
طوطی نطق تو طرز سخن آموخته است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - چه دور گر به زبان تو دل موافق نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - به چشم اهل دل آن اشک اعتبار نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.