خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر میپردازد. چشمان معشوق مانند شراب از خون شاعر، صورتش مانند آفتاب درخشان، و لبهایش مانند گل قند توصیف شدهاست. شاعر از مستی و جذبهی عشق سخن میگوید و معشوق را در عین ظهور، پنهان و در عین پنهانی، آشکار میبیند.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۵۵ - چشمت که ز خون ما شرابی است
چشمت که ز خون ما شرابی است
دایم پی خان و مان خرابی است ۱
روی تو چو آفتاب پرنور
لعلت گل قند آفتابی است ۲
محو خط تست چشم مستت
این کافر گوییا کتابی است ۳
امروز لباس شاهد می
از شیشهٔ بزم او گلابی است ۴
در عین ظهور، روی مستور
پنهان به نقاب بی حجابی است ۵
از پلک دو چشم تر به رویم
گویی که رباعی سحابی است ۶
دایم پی خان و مان خرابی است ۱
روی تو چو آفتاب پرنور
لعلت گل قند آفتابی است ۲
محو خط تست چشم مستت
این کافر گوییا کتابی است ۳
امروز لباس شاهد می
از شیشهٔ بزم او گلابی است ۴
در عین ظهور، روی مستور
پنهان به نقاب بی حجابی است ۵
از پلک دو چشم تر به رویم
گویی که رباعی سحابی است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - دل به غیر از باده زار و ناتوان افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - همین نه لاله به داغ تو ای سمنبر سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.