خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند جهل، عشق، رزم، و حیرانی سخن میگوید. شاعر از تضادها و تناقضهای زندگی مانند وصل و حرمان، سفیدی و تاریکی، و بزم و رزم صحبت میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق به دیگران، دلباختگی، و آمادگی برای نبرد اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به موضوعاتی مانند رزم و خونریزی وجود دارد که مناسب سنین پایین نیست.
شماره ۲۴۳ - مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
مانده در جهل مرکب آنکه لوحش ساده است
تیره بودن لازم چشم سفید افتاده است ۱
وصل باشد لازمش حرمان، که گردیده سفید
چشم روزن تا به روی صبحدم افتاده است ۲
بزم می دانند سربازان همت رزم را
پیش ما شمشیر خون آلود موج باده است ۳
چشم او پر دل چرا نبود پی خون ریز خلق
هر که را دیدیم در عالم به او دل داده است ۴
باشد از بس رفته ام در بزم حیرانی ز خویش
صفحهٔ تصویر من هر جا که لوح ساده است ۵
چشمش از مژگان دو ترکش بسته جویا خیر باد!
ترک بی باکی سیه مستی به جنگ آماده است ۶
تیره بودن لازم چشم سفید افتاده است ۱
وصل باشد لازمش حرمان، که گردیده سفید
چشم روزن تا به روی صبحدم افتاده است ۲
بزم می دانند سربازان همت رزم را
پیش ما شمشیر خون آلود موج باده است ۳
چشم او پر دل چرا نبود پی خون ریز خلق
هر که را دیدیم در عالم به او دل داده است ۴
باشد از بس رفته ام در بزم حیرانی ز خویش
صفحهٔ تصویر من هر جا که لوح ساده است ۵
چشمش از مژگان دو ترکش بسته جویا خیر باد!
ترک بی باکی سیه مستی به جنگ آماده است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - غافل از حق گر باو شد جام می هشیار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - هست آنچه از زبان تو بیگانه نام ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.