خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند «آئینه» برای صورت معشوق و «گلشن» برای رخساره او استفاده شده است. شاعر از شرم معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و در نهایت به نیاز خود به عشق و وصال اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات عمیق نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد که معمولاً در سنین بالاتر توسعه مییابد.
شماره ۲۳۹ - تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
تا سر ما کشتگان آن تندخو بر کف گرفت
شد چنان سرخوش که پنداری کدو بر کف گرفت ۱
آب گردد بسکه از شرم صفای عارضش
دست از آن آئینه می شویم که او بر کف گرفت ۲
گفت ازین مو هم فزون تر عاقبت کاهد تنت
وقت گفتن تار زلف آن جعد مو بر کف گرفت ۳
سیر دارد گلشن رخساره اش از عکس جام
تا گل پیمانه آن آئینه رو بر کف گرفت ۴
ساغر پیمانه کی بر آتشم آبی زند
بعد از این باید مرا جویا سبو بر کف گرفت ۵
شد چنان سرخوش که پنداری کدو بر کف گرفت ۱
آب گردد بسکه از شرم صفای عارضش
دست از آن آئینه می شویم که او بر کف گرفت ۲
گفت ازین مو هم فزون تر عاقبت کاهد تنت
وقت گفتن تار زلف آن جعد مو بر کف گرفت ۳
سیر دارد گلشن رخساره اش از عکس جام
تا گل پیمانه آن آئینه رو بر کف گرفت ۴
ساغر پیمانه کی بر آتشم آبی زند
بعد از این باید مرا جویا سبو بر کف گرفت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - دل که از بالای چشمت در گناه افتاده است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - نهادی بر دلم ای نازنین دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.