خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان میشود که از جفای معشوق شکایت دارد اما در عین حال، عشق و ارادت خود را به او ابراز میکند. شاعر از مفاهیمی مانند صدف، گهر، و بحر برای بیان احساسات خود استفاده میکند و بر اهمیت معنیشناسی و ظرفیت در سخن تأکید میورزد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۲ - برای منصب خاشاک روبی نجف است
برای منصب خاشاک روبی نجف است
اگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است ۱
زکشتزار دگر روزی اهل معنی را
برات دانهٔ ما بر قلمرو صدف است ۲
نگاه شوخ تو غافل به سوی من افتد
فغان که تیر خطای ترا دلم هدف است ۳
شکست آن در دندان ز بس رواج گهر
صدف به بحر ز افلاس سایل به کف است ۴
فزود قدر زمعنی شناس معنی را
که رتبهٔ سخن از قابلیت ظرف است ۵
به حضرت تو کسی را چه هم سری جویا
غلام قنبری و بر ملایکت شرف است ۶
اگر بهم مژگان را همیشه جنگ صف است ۱
زکشتزار دگر روزی اهل معنی را
برات دانهٔ ما بر قلمرو صدف است ۲
نگاه شوخ تو غافل به سوی من افتد
فغان که تیر خطای ترا دلم هدف است ۳
شکست آن در دندان ز بس رواج گهر
صدف به بحر ز افلاس سایل به کف است ۴
فزود قدر زمعنی شناس معنی را
که رتبهٔ سخن از قابلیت ظرف است ۵
به حضرت تو کسی را چه هم سری جویا
غلام قنبری و بر ملایکت شرف است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - پرده از کار تو بی باکی صهبا برداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.