خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از قناعت و رضایت به داشتههای خود سخن میگوید. او از عشق، نور معنوی و زیباییهای سادهی زندگی مانند مهتاب و دریا لذت میبرد و نیاز به چیزهای اضافی را احساس نمیکند. همچنین، او از بیتفاوتی و ناتوانی در ابراز احساسات ابراز تأسف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربهی کامل، نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۱۶ - ذوق درویشی ام از عالم اسباب بس است
ذوق درویشی ام از عالم اسباب بس است
شمع کافوری من پرتو مهتاب بس است ۱
ساقی از حدت طبعم نه ای آگاه هنوز
تیغم و نیست مرا حاجت می، آب بس است ۲
گر به مطلب نرسم نیست ز دون همتی ام
شده ام طالب آن گوهر نایاب، بس است ۳
حیف از آن دیده کز او قطره اشکی نچکد
باعث زینت دریا در سیراب بس است ۴
روشن از پرتو عشق است چراغم جویا
بر سرم سایهٔ آن مهر جهانتاب بس است ۵
شمع کافوری من پرتو مهتاب بس است ۱
ساقی از حدت طبعم نه ای آگاه هنوز
تیغم و نیست مرا حاجت می، آب بس است ۲
گر به مطلب نرسم نیست ز دون همتی ام
شده ام طالب آن گوهر نایاب، بس است ۳
حیف از آن دیده کز او قطره اشکی نچکد
باعث زینت دریا در سیراب بس است ۴
روشن از پرتو عشق است چراغم جویا
بر سرم سایهٔ آن مهر جهانتاب بس است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - خط آزادی است دل را خط مرغوب لبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.