خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و انتقادی است که به موضوعاتی مانند ریا، زهد دروغین، توکل، عشق و بینیازی میپردازد. شاعر از ارباب ریا و زاهدان خشک انتقاد میکند و بر اهمیت توکل و عشق حقیقی تأکید دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی نیاز به درک بالاتری از جامعه و روابط انسانی دارد.
شماره ۲۰۹ - بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
بزم ارباب ریا را ساغری در کار نیست
زاهدان خشک را چشم تری در کار نیست ۱
از گرانجانی است گر زاهد نشد محتاج می
تیغهٔ کهسار را روشنگری در کار نیست ۲
هست چون بحر توکل سیرگه درویش را
کشتی اش را بادبان و لنگری در کار نیست ۳
بر سرم منت منه گو سایهٔ بال هما!
عاشق بی پا و سر را افسری در کار نیست ۴
خال او در دلبری مستغنی از حسن خط است
در شکست قلب عاشق لشکری در کار نیست ۵
از سبکروحی توان رستن ز ننگ احتیاج
در پریدن رنگ را بال و پری در کار نیست ۶
غنچه ای هم زین چمن جویا نچیند همتم
نیستم بلبل مرا مشت زری در کار نیست ۷
زاهدان خشک را چشم تری در کار نیست ۱
از گرانجانی است گر زاهد نشد محتاج می
تیغهٔ کهسار را روشنگری در کار نیست ۲
هست چون بحر توکل سیرگه درویش را
کشتی اش را بادبان و لنگری در کار نیست ۳
بر سرم منت منه گو سایهٔ بال هما!
عاشق بی پا و سر را افسری در کار نیست ۴
خال او در دلبری مستغنی از حسن خط است
در شکست قلب عاشق لشکری در کار نیست ۵
از سبکروحی توان رستن ز ننگ احتیاج
در پریدن رنگ را بال و پری در کار نیست ۶
غنچه ای هم زین چمن جویا نچیند همتم
نیستم بلبل مرا مشت زری در کار نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - دل که بزم عشقبازی را بسامان چیده است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - در زنگ ابر هر قدر آیینه هواست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.