خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و غمهای پنهان درونش میگوید. او از رنجهایش صحبت میکند که مانند خاری در زیر پوستش جای گرفتهاند و از بیقراری دلش در فراق یار سخن میگوید. همچنین، به تأثیرات این دردها بر جسم و روحش اشاره میکند و از نیاز به بیان این دردها مینالد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
شماره ۱۸۶ - چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
دارم از هر موج خون خاری نهان در زیر پوست ۱
بسکه خوردم زهر غم با شیر از طفلی مرا
سبز شد چون پسته مغز استخوان در زیر پوست ۲
چون نوازش دیدم از دردش دلی خالی کنم
همچو دف تا کی نهان دارم فغان در زیر پوست ۳
بی تو شبها از هجوم درد بیمار ترا
می تپد چون نبض جسم ناتوان در زیر پوست ۴
از شکاف سینه جویا غنچه سان گل می کند
تا به کی ماند دل خونین نهان در زیر پوست ۵
دارم از هر موج خون خاری نهان در زیر پوست ۱
بسکه خوردم زهر غم با شیر از طفلی مرا
سبز شد چون پسته مغز استخوان در زیر پوست ۲
چون نوازش دیدم از دردش دلی خالی کنم
همچو دف تا کی نهان دارم فغان در زیر پوست ۳
بی تو شبها از هجوم درد بیمار ترا
می تپد چون نبض جسم ناتوان در زیر پوست ۴
از شکاف سینه جویا غنچه سان گل می کند
تا به کی ماند دل خونین نهان در زیر پوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.