خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع بیخودی و مستی معنوی میپردازد. شاعر از حالات روحانی و وجدآمیز سخن میگوید و از مفاهیمی مانند صهبا، محشر شهادتیان، دشت جنون، و آیینه استفاده میکند تا حالت بیخودی و فنا را توصیف کند. در پایان، اشارهای به شخصی به نام «جویا اسیر» دارد که گفته است آه او گواه محضر دعوای بیخودی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند «صهبای بیخودی» و «دشت جنون» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۰ - دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
چشم تری که محو تماشای بیخودیست ۱
در محشر شهادتیان نگاه او
دشت جنون و دامن صحرای بیخودیست ۲
بی رنگ باش تا سبک از خویشتن روی
رنگ پریده زینت سیمای بیخودیست ۳
خود را مگر ز روزن آیینه دیده است
چشم تو مست ساغر صهبای بیخودیست ۴
جویا اسیر فکر «اسیر» که گفته است:
«آهم گواه محضر دعوای بیخودیست» ۵
چشم تری که محو تماشای بیخودیست ۱
در محشر شهادتیان نگاه او
دشت جنون و دامن صحرای بیخودیست ۲
بی رنگ باش تا سبک از خویشتن روی
رنگ پریده زینت سیمای بیخودیست ۳
خود را مگر ز روزن آیینه دیده است
چشم تو مست ساغر صهبای بیخودیست ۴
جویا اسیر فکر «اسیر» که گفته است:
«آهم گواه محضر دعوای بیخودیست» ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.