خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و جمال معشوق سخن می‌گوید و توصیف می‌کند که چگونه نگاه و حضور معشوق، محیط اطراف را دگرگون می‌سازد. شعله‌های عشق او همه چیز را می‌سوزاند و حتی از نقابش می‌توان آب گرفت. هر صبح، چشم‌های مست معشوق، بادهٔ ناب می‌نوشد و شرم و حیا به آتش می‌گراید. گل روی او گلاب گرفته است.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۷ - از تف آه من بسان حباب

از تف آه من بسان حباب
فرش و دیوار و سقف خانه شد آب ۱

شعلهٔ حسن او بسوزاند
کز نقابش کنی ز چادر آب ۲

هر سحرگه زجام آئینه
چشم مستش کشیده بادهٔ ناب ۳

دوش شرم نگه به آتش نرم
از گل روی او گرفته گلاب ۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۴ ۳۳۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - به جام می لبی کرد آشنا جانانه ام امشب
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - احمد مرسل که عالم جمله در تسخیر اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.