خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند آب شدن بدن از آتش دل، تشبیه خود به حباب، و اشاره به گریههای فراوان (اشک و ابر مژه)، غم و اشتیاق خود را بیان میکند. همچنین، از تأثیر یاد معشوق (شکرخند) بر طبیعت (مثل شبنم و گل) صحبت میکند.
این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۸ - در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
در خاک مرا ز آتش دل گشت بدن آب
شد هممچو حبابم کفن از پهلوی تن آب ۱
از هر گل این باغ شمیم جگر آید
گویا که ز ابر مژه ام خورده چمن آب ۲
چون غنچه بهر قطرهٔ اشکم گل زخمی است
برداشته از چاک جگر دیدهٔ من آب ۳
از یاد شکرخند تو گردیده ز شبنم
گرداب صفت غنچهٔ گل را بدهن آب ۴
شد هممچو حبابم کفن از پهلوی تن آب ۱
از هر گل این باغ شمیم جگر آید
گویا که ز ابر مژه ام خورده چمن آب ۲
چون غنچه بهر قطرهٔ اشکم گل زخمی است
برداشته از چاک جگر دیدهٔ من آب ۳
از یاد شکرخند تو گردیده ز شبنم
گرداب صفت غنچهٔ گل را بدهن آب ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - هست هر حرف تو شکر را جواب
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - در تن ز بسکه بی تو مرا یافت راه تاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.