خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دیوانگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او شب‌ها را با یاد روی معشوق و گیسوی آشفته‌اش می‌گذراند و درد فراق را توصیف می‌کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند مو، رخسار و قدش یاد می‌کند و آرزو می‌کند که بتواند از این عشق درمان شود. متن پر از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا است.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۳ - ز بس دیوانگی کردم بیاد روی او شبها

ز بس دیوانگی کردم بیاد روی او شبها
ز وحشت گشته اند آشفته چون گیسوی او شبها ۱

مگر درمان تواند گشت درد احتیاجش را
عرق چیند به دامن ماهتاب از روی او شبها ۲

جواب منکر روز قیامت چون توان گفتن
به چنگ آرند تار عمر اگر از موی او شبها ۳

خوش آن روشن دلی کز صافی فکرش توان چیدن
گل خورشید از آیینهٔ زانوی او شبها ۴

عبیر افشان که یارب کرده زلف عنبرینش را
که عطر آگین به رنگ نافه شد از بوی او شبها ۵

فضولی بر طرف کافی ست شمع خلوتم جویا
خیال نور رخسار و قد دلجوی او شبها ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.