خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و محبت سخن میگوید و از رنجهای ناشی از دوری و ناتوانی در رسیدن به معشوق مینالد. او از گرمی و تازگی عشق میگوید و آرزو میکند که در سایهسار این عشق آرام گیرد. همچنین، به دشمنی و حسادت اشاره میکند که سد راه عشق او شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'زخون تازه' و 'دشمن هوشم' ممکن است برای سنین پایین سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۷ - به نیروی محبت در کنار آرم میانش را
به نیروی محبت در کنار آرم میانش را
به زور ناتوانی می کشم آخر کمانش را ۱
بساطی چیده رنگین چشم بد دور از نگاه او
بود هردم زخون تازه ای گرمی دکانش را ۲
وطن مرغ دلم در گرم سیر عشق او دارد
سزد بر سرو آهم گر ببندد آشیانش را ۳
نگاه چشم خواب آلوده ای دشمن هوشم
ندارم چون تو جویا طاقت رطل گرانش را ۴
به زور ناتوانی می کشم آخر کمانش را ۱
بساطی چیده رنگین چشم بد دور از نگاه او
بود هردم زخون تازه ای گرمی دکانش را ۲
وطن مرغ دلم در گرم سیر عشق او دارد
سزد بر سرو آهم گر ببندد آشیانش را ۳
نگاه چشم خواب آلوده ای دشمن هوشم
ندارم چون تو جویا طاقت رطل گرانش را ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - به عرش عزتم جا داده است اقبال خواریها
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - آهم گشود تا پر پرواز در هوا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.