خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و تلاش برای یافتن چارهای برای دل شکسته میپردازد. شاعر از جنون عشق، پشیمانی، فریب و رنجهای عاطفی سخن میگوید و در نهایت به آرزوی رسیدن به آرامش و درمان درد دل اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
شماره ۹۰ - چه چاره است دل سر زدیده بر زده را
چه چاره است دل سر زدیده بر زده را
خدا علاج کند این جنون به سر زده را ۱
مخور فریب رعونت که از پشیمانی
بسی زنند به سر دست بر کمر زده را ۲
مرا جدا ز تو هر شاخ گل به چشم تمیز
مشابه آمده شریان نیشتر زده را ۳
مدام پنجهٔ خورشید گرم زرپاشی است
چه فیضها که بود بادهٔ سحر زده را ۴
به سرزنش متقاعد نمی شود دشمن
که پیچ و تاب بود بیش مار سرزده را ۵
خدا نصیب دل دردمند جویا کرد
خدنگ آن مژهٔ تکیه بر جگر زده را ۶
خدا علاج کند این جنون به سر زده را ۱
مخور فریب رعونت که از پشیمانی
بسی زنند به سر دست بر کمر زده را ۲
مرا جدا ز تو هر شاخ گل به چشم تمیز
مشابه آمده شریان نیشتر زده را ۳
مدام پنجهٔ خورشید گرم زرپاشی است
چه فیضها که بود بادهٔ سحر زده را ۴
به سرزنش متقاعد نمی شود دشمن
که پیچ و تاب بود بیش مار سرزده را ۵
خدا نصیب دل دردمند جویا کرد
خدنگ آن مژهٔ تکیه بر جگر زده را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - ز زلف و کاکلت ای نازنین گره بگشا
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - غم بود چاره حریف به غم آموخته را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.