خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع عشق و تأثیر آن بر روح و روان انسان میپردازد. عشق به عنوان قدرتی توصیف شده که دردها را به گنج تبدیل میکند و آرامش را به ارمغان میآورد. همچنین، بر مهماننوازی و پرهیز از آلوده کردن جان پاک تأکید دارد. شاعر از عشق نهفته و صبر در برابر رنجها سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۸۴ - افزود عشق قدر دل دردناک را
افزود عشق قدر دل دردناک را
اکسیر درد کرده زر این مشت خاک را ۱
از آفتاب روز جزا فیض بیخودی
آسوده کرد سایه نشینان تاک را ۲
مهمان نواز باش و برای خدا مکن
آلودهٔ هزار گنه جان پاک را ۳
عشقش چنان نهفته بماند که دست شوق
در جیب صبر ریخته گلهای چاک را ۴
اکسیر درد کرده زر این مشت خاک را ۱
از آفتاب روز جزا فیض بیخودی
آسوده کرد سایه نشینان تاک را ۲
مهمان نواز باش و برای خدا مکن
آلودهٔ هزار گنه جان پاک را ۳
عشقش چنان نهفته بماند که دست شوق
در جیب صبر ریخته گلهای چاک را ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - ای گنجها ز گوهر یاد تو سینه ها
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.