خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از ضعف و ناتوانی، از دست دادن رنگ رخساره، ترس از آشکار شدن رازها، و غمهای روزگار مینالد. همچنین، از محو شدن نام و نشان خود در اثر این رنجها و بیقراری روحش در برابر سختیهای زندگی یاد میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۵ - ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
رنگ از رخ رفتهٔ من برد پیغام مرا ۱
ترسم از جوش نزاکت چون رگ گل جا کند
تار پیراهن به تن شوخ گل اندام مرا ۲
دام در خاکی بود هر جلوه موج مرا
بگذراند بسکه غم در کلفت ایام مرا ۳
همچو آن زخمی که بعد از به شدن آید بهم
محو می سازد نگین از ننگ من نام مرا ۴
بسکه جویا خو به سختیهای دوران کرده ام
در دل خارا شرر کی دارد آرام مرا ۵
رنگ از رخ رفتهٔ من برد پیغام مرا ۱
ترسم از جوش نزاکت چون رگ گل جا کند
تار پیراهن به تن شوخ گل اندام مرا ۲
دام در خاکی بود هر جلوه موج مرا
بگذراند بسکه غم در کلفت ایام مرا ۳
همچو آن زخمی که بعد از به شدن آید بهم
محو می سازد نگین از ننگ من نام مرا ۴
بسکه جویا خو به سختیهای دوران کرده ام
در دل خارا شرر کی دارد آرام مرا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - نیست باکی زآتش سودا دل شوریده را
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.