خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از ناامیدی و پوچی زندگی سخن میگوید. او بیان میکند که نه دلی مانند گل برای معشوق دارد و نه جانی که از آن امید کاری داشته باشد. همچنین، احساس خود را به شیشهی ساعت تشبیه میکند که در سینهاش تنها مشتی غبار دارد.
محتوا حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، فضای غمگین و ناامیدانهی شعر مناسب سنین پایین نیست.
شماره ۷۵ - نه دل که چو گل به پیش یاری داریم
نه دل که چو گل به پیش یاری داریم
نه جان که ازو امید کاری داریم ۱
چون شیشه ی ساعت از سپهر ناساز
در سینه همین مشت غباری داریم ۲
نه جان که ازو امید کاری داریم ۱
چون شیشه ی ساعت از سپهر ناساز
در سینه همین مشت غباری داریم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - دستی به چمن دراز بر گل نکنم
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - ما حاصل شاخسار خشکی داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.