خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق یار میگوید و بیان میکند که با رفتن یار، آرامش و قرار دلش نیز رفته است. او از سیاهی دل و سفیدی دیده (اشک) سخن میگوید و تأکید میکند که هرچه از دیده برود، از دل نیز میرود.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۹ - دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
دردا که ز دست، یار بگزیده برفت
آرام و قرار دل غمدیده برفت ۱
شد دیده سفید و دل سیاه است، که گفت؟
کز دل برود هر آنچه از دیده برفت ۲
آرام و قرار دل غمدیده برفت ۱
شد دیده سفید و دل سیاه است، که گفت؟
کز دل برود هر آنچه از دیده برفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - عارف که به سعی خویش از دنیا رفت
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - بی جذبه ی دوستان ز جا نتوان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.