خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که هرچه میبیند باعث غم اوست و چیزهایی که او را شاد میکنند بسیار کم هستند. او همچنین اشاره میکند که شادی در وصال معشوق جایگاهی ندارد و در نهایت، صبح مانند تیغی دو دم، شمع (نماد زندگی یا عشق) را میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند غم و اندوه و استعارههای پیچیده مانند 'کشتن شمع' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶ - بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
بر هرچه نگاه کردم اسباب غم است
چیزی که ازو دلم شود شاد، کم است ۱
ما را به وصال او چه جای شادی ست
در کشتن شمع، صبح تیغ دو دم است ۲
چیزی که ازو دلم شود شاد، کم است ۱
ما را به وصال او چه جای شادی ست
در کشتن شمع، صبح تیغ دو دم است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - این عشق که برق عافیت پرداز است
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - دیگر ز بهار، شورش مرغان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.