خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق بلند و سخاوت طبیعت (بحر و خورشید) سخن میگوید و از تأثیرات آن بر روح و روان انسان میسراید. او از امید و ناامیدی، حسد و بخشش صحبت میکند و با تصاویر زیبا و استعاری، احساسات عمیق خود را بیان میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شمارهٔ ۲۱ - سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو
سرورا! بحر کفا! ای که ز خاک در تو
هر غباری سوی خورشید برد عشق بلند ۱
به سخا تا کف جود تو درافشان گردید
ابر خود را ز حسد برد و به دریا افکند ۲
گردد امید ز کم لطفی تو بیش مرا
می شود سایه ز کوتاهی خورشید بلند ۳
هر غباری سوی خورشید برد عشق بلند ۱
به سخا تا کف جود تو درافشان گردید
ابر خود را ز حسد برد و به دریا افکند ۲
گردد امید ز کم لطفی تو بیش مرا
می شود سایه ز کوتاهی خورشید بلند ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰ - بس که می ترسم میان ما و او
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲ - زان دشمن نزدیک که دورش نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.