خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از اینکه چگونه درد و رنج خود را بیان کند، ناتوان است. او احساس میکند که مخاطبش به جای همدردی، با بیتفاوتی یا خشونت با او برخورد میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا باعث ایجاد سردرگمی شود.
رباعی ۱۱۴ - بگذشت بر آب چشم همچون جویم
بگذشت بر آب چشم همچون جویم
پنداشت کزو مرحمتی میجویم ۱
من قصهٔ خویشتن بدو چون گویم؟
ترکست و به چوگان بزند چون گویم ۲
پنداشت کزو مرحمتی میجویم ۱
من قصهٔ خویشتن بدو چون گویم؟
ترکست و به چوگان بزند چون گویم ۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۳ - ما حاصل عمری به دمی بفروشیم
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۵ - یاران به سماع نای و نی جامهدران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.