خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش آفتاب مشرق دین (احتمالاً اشاره به شخصیت معنوی یا مذهبی) میپردازد و با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، نور، خلوص، و عشق را توصیف میکند. شاعر از همت و شوق این شخصیت تمجید کرده و ادب و احترام خود را با تشبیهاتی مانند بوسه زدن آفتاب از دور به خاک درگه او نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و اشارات مذهبی یا عرفانی برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۷ - در مدح
ای آفتاب مشرق دین کز فروغ صدق
روی تو همچو صبح، دم از نور می زند ۱
نازم به همت تو که در خرقه ی نمد
ساغر ز کاسه ی سر فغفور می زند ۲
جام تو از شراب تجلی لبالب است
شوق تو می ز خمکده ی طور می زند ۳
دعوی درد با تو کند گر به راه عشق
دلتنگی تو بر کمر مور می زند ۴
بر خاک درگه تو ز پاس ادب سلیم
چون آفتاب، بوسه ای از دور می زند ۵
روی تو همچو صبح، دم از نور می زند ۱
نازم به همت تو که در خرقه ی نمد
ساغر ز کاسه ی سر فغفور می زند ۲
جام تو از شراب تجلی لبالب است
شوق تو می ز خمکده ی طور می زند ۳
دعوی درد با تو کند گر به راه عشق
دلتنگی تو بر کمر مور می زند ۴
بر خاک درگه تو ز پاس ادب سلیم
چون آفتاب، بوسه ای از دور می زند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶ - تعریف دختر برهمن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸ - راه گم کردن در نجف معلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.