خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر اعلام میکند که با هیچکس جز معشوق پیمان نمیبندد، زیرا هیچکس به پای او نمیرسد. او دل به معشوق میسپارد، زیرا تنها او آرامشبخش جان اوست و اگر دل از او برگیرد، جای دیگری برای سپردن دل ندارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۱۲ - من با دگری دست به پیمان ندهم
من با دگری دست به پیمان ندهم
دانم که نیوفتد حریف از تو به هم ۱
دل بر تو نهم که راحت جان منی
ور زانکه دل از تو برکنم بر که نهم؟ ۲
دانم که نیوفتد حریف از تو به هم ۱
دل بر تو نهم که راحت جان منی
ور زانکه دل از تو برکنم بر که نهم؟ ۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۱ - چون میکشد آن طیرهٔ خورشید و مهم
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۳ - ما حاصل عمری به دمی بفروشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.