خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر مختلفی مانند کاسه سفالی، موی چینی، نامه، سرو چمن و غیره برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از فقر و مسکنت خود سخن میگوید و با تصاویر زیبا و استعارههای پیچیده، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به هوس و خودآرایی دارد که منجر به از دست دادن چیزهای ساده و ارزشمند میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است و از استعارهها و تشبیههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فقر، هوس و مسائل اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۴۵ - کاسه ی ما ز سفال است، خوش این مسکینی
کاسه ی ما ز سفال است، خوش این مسکینی
پنجه ی ما نبود شانه ی موی چینی ۱
راه شد بسته به حرفش، که به هم چسبیده ست
دو لب او چو زبان قلم از شیرینی ۲
نامه را کاغذ ابری کنم از موج سرشک
شاید آن طفل قبولش کند از رنگینی ۳
سایه ی لوح مزار است مرا سرو چمن
بی قدش می کند از بس به دلم سنگینی ۴
هوس نعمت فغفور خودآرایی کرد
کاسه بر دست گدا داد ز چوب چینی ۵
عجبی نیست ازو گر بگریزند سلیم
سبزوار است خط و بوالهوسان قزوینی ۶
پنجه ی ما نبود شانه ی موی چینی ۱
راه شد بسته به حرفش، که به هم چسبیده ست
دو لب او چو زبان قلم از شیرینی ۲
نامه را کاغذ ابری کنم از موج سرشک
شاید آن طفل قبولش کند از رنگینی ۳
سایه ی لوح مزار است مرا سرو چمن
بی قدش می کند از بس به دلم سنگینی ۴
هوس نعمت فغفور خودآرایی کرد
کاسه بر دست گدا داد ز چوب چینی ۵
عجبی نیست ازو گر بگریزند سلیم
سبزوار است خط و بوالهوسان قزوینی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۴ - ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری
گوهر بعدی:شماره ۹۴۶ - لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.