خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن از عناصری مانند گل، پروانه، شمع و می برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی استفاده شده است. شاعر از جدایی، شوق و عشق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فنا، عرفان و ذوق عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۲۸ - بود در گشت باغ آشنایی
بود در گشت باغ آشنایی
گل دست من آن دست حنایی ۱
به هم چسبند مژگان چون پر تیر
در آن چشمی که ترسید از جدایی ۲
پر پروانه چون بیند شکستی
ز موم شمع یابد مومیایی ۳
اثر با ناله ی اهل هوس نیست
هوا گز می کند تیر هوایی ۴
به راه شوق، ما را حضر دایم
ز پی آید چو عقل روستایی ۵
ز زاهد آن که ذوق عشق جوید
کند می از در مسجد گدایی ۶
سلیم افتد چو کارش با رخ من
شراب لعل گردد کهربایی ۷
گل دست من آن دست حنایی ۱
به هم چسبند مژگان چون پر تیر
در آن چشمی که ترسید از جدایی ۲
پر پروانه چون بیند شکستی
ز موم شمع یابد مومیایی ۳
اثر با ناله ی اهل هوس نیست
هوا گز می کند تیر هوایی ۴
به راه شوق، ما را حضر دایم
ز پی آید چو عقل روستایی ۵
ز زاهد آن که ذوق عشق جوید
کند می از در مسجد گدایی ۶
سلیم افتد چو کارش با رخ من
شراب لعل گردد کهربایی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۷ - در کوی می فروشان، گردم ز بینوایی
گوهر بعدی:شماره ۹۲۹ - هر انگشت من از داغ جدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.