خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و جهان هستی است. در آن از مفاهیمی مانند عشق، رنج، طبیعت، و جستجوی معنویت استفاده شده است.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ادبی نیاز به دانش پایه‌ای از شعر فارسی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۹۱۵ - مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی

مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی
شکست از سنگ ما بر ساغر چینی رسد مویی ۱

درین نخجیرگاه افلاک را بنگر سراسیمه
که شد گنبدزنان، گویی گریزان خیل آهویی ۲

پریشانگوست بر یاد سر زلف سیاه او
زبانم همچو آن خامه که باشد بر سرش مویی ۳

شکوه از جود حاصل می شود ارباب دولت را
ندارد رتبه حرفی هم که آن را نیست پهلویی ۴

فلاخن وار دارند این حریفان را که می بینی
برای باد سنجیدن، همه سنگ و ترازویی ۵

هوس چون شیر بر اطراف آن سیمین بدن گردد
که زیر دامن او دیده نقش پای آهویی ۶

حریفان از دکانداری شکار مدعا کردند
همای کلک ما نبود چو شاهین ترازویی ۷

به عزم آستان دوست می خواهم سلیم امشب
زنم همچون کبوتر از حریم کعبه یاهویی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۴ - درین ره ای خضر از خار پا نمی میری
گوهر بعدی:شماره ۹۱۶ - چنان از رهروان فیض شد روی زمین خالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.