خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از همراهی دل و جان با معشوق میسراید. او از بیقراری و سرگشتگی عاشقانه، زیباییهای طبیعت و مستی ناشی از شراب و نگاه ساقی میگوید. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند زلف معشوق، گلستان، و بادهای بیابان است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و عشق زمینی مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۸۹۰ - دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
دل چو می رفت سوی زلف تو، شد جان همراه
به ره هند شدند این دو پریشان همراه ۱
اولین گام به ره ماند چو میل فرسنگ
گردبادی که مرا شد به بیابان همراه ۲
دل دیوانه ی ما فصل گل از عریانی
نه گریبان به چمن برد و نه دامان همراه ۳
از رخ ساقی و چشم تر من مستان را
همه جا ابر رفیق است و گلستان همراه ۴
چه خوشی باشدم از سیر گل و لاله سلیم؟
گر نباشد به من آن سرو خرامان همراه ۵
به ره هند شدند این دو پریشان همراه ۱
اولین گام به ره ماند چو میل فرسنگ
گردبادی که مرا شد به بیابان همراه ۲
دل دیوانه ی ما فصل گل از عریانی
نه گریبان به چمن برد و نه دامان همراه ۳
از رخ ساقی و چشم تر من مستان را
همه جا ابر رفیق است و گلستان همراه ۴
چه خوشی باشدم از سیر گل و لاله سلیم؟
گر نباشد به من آن سرو خرامان همراه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۹ - ای شعله ی حسنت را، جان ها شده پروانه
گوهر بعدی:شماره ۸۹۱ - روی ننمایی، نباشد تا رخت پرداخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.